خرید بک لینک

برترین ها/ مارگارت اتوود ترجمه ی گلاره جمشیدی نشر نون چاپ اول: 94 «نوشتن» در نگاه من به مثابه برافراشتن یک چادر است، با تأکید بر آزادی عظیم موجود در این عمل. حتی اگر آواره یا تبعیدی باشید، این چادر به شما سقف و سرپناهی عرضه می کند. صفحات یک رمان، این سرپناه کاغذی، هنگام لزوم می توانند مچاله و در مشت شما پنهان شوند سپس هر زمان که بخواهید، دست تان را باز می کنید و خانه ی کاغذی تان آماده است تا شما را در برگیرد. برای مارگارت اتوود، این سر پناه، دفاعی است شکننده در برابر سرزمینی ناآرام. نوشته های او «فریاد هایی که بیرون سرپناه کشیده می شود» را وصف می کند. او از میان دیوارهای کاغذی چیزی نمی بیند. از این رو در مورد وقایع بیرونی نظری دقیق ارائه نمی دهد (مقایسه ی این مطلب با تصویر ویرجینیا وولف از زندگی به صورت لفافی نیمه شفاف جالب است) و نمی خواهد برای بررسی جزئیات به این سرزمین ناآرام قدم بگذارد. اما ادامه می دهد؛ گرفتار «شهوت نوشتن» است در غاری سخت سست و فروریزنده، از نگارشی تند و بدخط، رفت و برگشتی و پایین و بالا، بر دیوارهای این چیزی که حالا دیگر دارد شبیه یک زندان می شود. با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید

برچسب: کتاب,خوب,داستان,مینیمال,«سرپناه,کاغذی», نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 21:13

صفحه بندی