خرید بک لینک
«چرداول» شهری با 150 روستای تشنه

مریم طالشی
«چرداول» می تواند محل وقوع یک رمان بلند باشد، آنجور که نامش در دهان می چرخد و آهنگ دلنشینی دارد. می تواند داستانی باشد خواندنی؛ مجموعه ای از عشق ها، حسرت ها، کینه ها و دردها. می تواند نام جایی باشد، مثل «کلیدر» یا «زمینج» یا هر نام دیگری. «گل محمد» و «سلوچ» داشته باشد شاید یا هر نام دیگری. در نخستین آبادی چرداول، جای «مارال» یا «مرگان»، «ملوس» به استقبال می آید. بلند بالا، از طایفه لک. طایفه ای ما بین کردها و لرها. صورتش آثار سال های رفته را دارد. سال های جوانی و میانسالی و حالا در 75 سالگی، با قامتی راست همچون درختی کهنسال اما سبز، خندان از چارچوب اتاق بیرون می آید و ارزشمندترین تحفه اش را نثار می کند؛ آب. ساکن یکی از 150 روستای شهرستان چرداول در شمال غربی استان ایلام است؛ «چغاشفیع». «چغا» در زبان کردی به جای بلند گفته می شود. در ایلام مکان های زیادی را پیدا می کنید که با همین پیشوند شروع می شوند؛ چغاسبز، چغاسفید، چغا گانیه، چغا گلان، چغاآهوان و...
برای رسیدن به روستا باید مسیر سنگلاخ را از سر جاده پیمود. مسیر ناهمواری که با ماشین معمولی به زحمت می شود آن را طی کرد. منظره خشک و بی گیاه پیرامون جاده خاکی یا بهتر است بگویم سنگلاخی، تصویری سوزان از تابستان خلق کرده است.
پراکندگی روستاهای چرداول زیاد است. هر روستا چند خانوار دارد. بعضی ها زیر 10 خانوار و بعضی ها بیشتر. چغاشفیع 7u2009خانوار دارد. سرپرست خانوارها برادرند. علی مردان، علی محمد و شرف علی؛ خانواده پورمحمدی. ملوس مادرشان است. آنقدر قربان صدقه می رود که آدم فکر می کند صمیمی ترین خویشاوندش را دیده است. شاید دختری داشته که دیگر ندارد، آنجور که دست هایم را ...

اخبار پیشنهادی:

«چرداول» شهری با 150 روستای تشنه

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 9:41

صفحه بندی