
وقتی درباره نسبت تجربه گرایی و یک رمان صحبت می کنیم، پیش فرض هایی درباره آن به وجود می آید؛ پیش فرض هایی از این دست که نویسنده یک رمان تجربی، ترفندهای داستان نویسی را رها کرده و فرم گرایی را در پیش گرفته است، اما رمان میم عزیز هم قصویت دارد و هم رگه های اجتماعی در آن زیاد است. می شود گفت، اینها را آگاهانه به رمان اضافه کردید تا از یک اثر صرف تجربی در بیاید و از آن ضربه نخورید؟
بله همین طور است. من بهترین رمان متافیکشنی که خوانده ام، «اگر شبی از شب های زمستان مسافری» نوشته ایتالو کالوینو است که در آن قصه گویی بیداد می کند. پرفروش ترین اثرم، رمان شب ممکن است که حتی از رمان پاگرد من فروش بیشتری داشت. رمان میم عزیز هم تجربی ترین اثرم است اما معتقدم در رمان باید قصه گویی وجود داشته باشد تا مخاطب حرفه ای رمان، بعد از خواندن چند صفحه آن را کنار نگذارد. به نظرم اگر مخاطب حرفه ای رمان، به خاطر خستگی یک رمان را زمین بگذارد، آن رمان شکست خورده است، حتی اگر آن را نیچه یا هگل یا ملاصدرا نوشته باشند.
اگر بخواهیم صادق باشیم، رمانی چون در جست وجوی زمان ازدست رفته نوشته مارسل پروست رمانی ملال آور است اما به هر حال باید آن را خواند. با این حال فکر می کنید، این رمان، مطابق نظر شما، رمانی شکست خورده است؟
اولا که آن رمان را باید به زبان اصلی خواند و نظر قطعی داد چون من اصولا به ترجمه اطمینان زیادی ندارم. دوم آن که بعضی رمان ها مثل در جست وجوی زمان ازدست رفته و رمان اولیس نوشته جیمز جویس، کتاب نویسنده ها و آکادمیسین ها هستند و من شخصا علاقه ای ندارم برای نویسنده ها و آکادمیسین ها بنویسم.
میم عزیز، فرم ...
[ مشاهده متن کامل زبان، همه چیز رمان است در جام جم آنلاین ]
اخبار پیشنهادی:
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان