خرید بک لینک

آیزاک باشویس سینگر در سال 1978 برنده جایزه نوبل ادبیات شد. جالب اینجاست آثار زیادی ندارد و تازه همه را هم به زبان مادری خودش، «ییدیش» نوشته. اما همان چند مجموعه و رمان برای درک ژرفای اندیشه اش کافی است. از او در ایران کتاب «یک مهمانی، یک رقص» با ترجمه مژده دقیقی (انتشارات نیلوفر) منتشر شده که یکی از بهترین آثار اوست. همچنین رمان «دشمنان؛ یک داستان عاشقانه» با ترجمه احمد پوری (نشر باغ) نیز یکی از آثار خواندنی و قابل تأمل این نویسنده است. این ها آثاری است که سینگر برای بزرگسالان نوشته اما از او داستان هایی برای کودکان نیز باقی مانده. به کم و کیف این آثار کاری نداریم و اینجا جای بحث درباره آن نیست اما سخنرانی او هنگام دریافت جایزه نوبل فوق العاده است. همچنین بعضی جملاتی که درباره نوشتن از او به یاد مانده. به عنوان مثال می توان به پرسشی اشاره کرد که پاسخ آیزاک باشویس سینگر در قابل آن فوق العاده است. می گوید: همیشه از من پرسیده اند چرا برای کودکان می نویسی؟ من دلایل فراوانی دارم که برایتان می شمارم:
بچه ها داستان می خوانند، نه نقد و بررسی. و برای منتقدین نه سوت می زنند، نه هورا می کشند.
بچه ها برای همذات پنداری و یافتن هویت، کتاب نمی خوانند.
آن ها برای رهایی از حس گناه، یا فرونشاندن عطشِ یاغی گری و عصیان شان کتاب نمی خوانند.
از روان شناسی در داستان هیچ خوششان نمی آید.
از جامعه شناسی هم بدشان می آید.
آن ها سعی نمی کنند حتما کافکا یا آثارِ جویس را بفهمند.
بچه ها هنوز به خدا اعتقاد دارند، به خانواده، فرشته ها، شیاطین، جادوگر، جن، و به منطق، به وضوح و شفافیت، به نقطه گذاری و یک چندی از این دست گوهرهای قدیمی.
بچه ها داستان ...

اخبار پیشنهادی:

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 15:15

صفحه بندی