خرید بک لینک

خبرگزاری کتاب ایران/ رمان ایرانی در گذر زمان درنشست «جریان شناسی رمان ایرانی از عامه پسند تا نخبه گرا» بررسی شد. این نشست در ساعت 14 روز سه شنبه 13 تیرماه در سالن ادب پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و با حضور سه سخنران برگزارشد. هر سه سخنران این نشست اذعان کردند علیرغم اینکه شخصاً علاقمند به ادبیات نخبه گرا هستند اما ادبیات عامه پسند نباید نادیده گرفته شود و با بیان ویژگی های این دو گونه از ارزش گذاری آنها فاصله گرفته و تاکیدکردند که توجه به ادبیات عامه پسند کمک می کند تا ادبیات بدنه قوی تر شود. موضوع های محدود و همسویی با حکومت مرکزی در ابتدای این نشست محمد حسینی با اشاره به وضعیت تاریخی سواد در ایران گفت که تجربه های داستانی و حکایت های ما در ایران دارای سنت شنیداری است و سواد در کشور ما دایره محدودی داشته و در اختیار دربار و افراد خاص قرار داشت. به همین دلیل سابقه های مکتوب در تاریخ ادبیات ما قابل توجه نیست. وی با بیان این مقدمه و تشریح روند تاریخی رمان های عامه پسند به تحولات دوران مشروطه و تاثیر آن بر ادبیات داستانی اشاره کرده و گفت: قالب داستانی، بومی ایران نیست و سابقه فقط صد ساله دارد. از دوران مشروطه زبان و بیان خاصی رواج پیدا کرد. از این دوره مردم کوچه و بازار به عنوان شخصیت در داستان وارد میxad شوند که تا پیش از آن رواج نداشت. از دیگر دلایل موثر تاریخی رواج صنعت چاپ و رونق آن است که ادبیات مکتوب را دچار تغییر میxadکند. حسینی با ذکر این موضوع ادامه میxadدهد که تجربه های اولیه داستان نویسی با تقسیم بندی که امروز در این نشست بررسی میxadشود امکان ندارد. این نویسنده یکی از ویژگی هایی داستان عامه پسند را تبعیت تولیدکننده از تمایلات توده دانست و افزود: موضوعات محدود مانند اتفاق، عشق، حادثه، معجزه، رسیدن از فقر به ثروت و موراردی از این دست موضوعات محدودی هستند که مورد توجه توده مردم بوده و نویسنده تنها میxadتواند با اتکا به شیوه نگاه کردن و ورود به آنها پرداختxad های متنوعی داشته باشد. وی با اشاره به شماری از این نویسنده ها از صدرالدین الهی، حجازی تا ر.اعتمادی، پرویز قاضی سعید و م.مودب پور نام برد که داستانxad ها و پاورقی های این نویسندگان در پیش و پس از انقلاب با اقبال زیادی روبرو بودند. توجه به خواستهxad های حاکمیت و جاری کردن تمایلات حکومت در داستان از دیگر ویژگیxad های ادبیات عامه پسند است که حسینی با تاکید بر آن، معتقد است که یکی از ویژگیxad های بارز ادبیات عامه xadپسند هم سویی با حکومت مرکزی است. «پس از انقلاب این ویژگیxad ها ادامه یافت و موضوع هایی مانند مخالفت پدر و مادر در روابط عاشقانه، غلبه عاشق بر یک سد محکم و مثلثxad های عشقی از جمله دغدغهxad هایی بودند که در ادبیات عامه پسند دیده میxad شوند و این موضوع خود را بازتولید میxad کند» ابزارهای جدید ما را با سواد نمیxad کند حسینی با بیان این ویژگیxad های ادبیات عامهxad پسند به طور ضمنی موضع خود را در تقابل با این نوع ادبیات بیان کرد و در عین حال وضعیت کنونی کتابخوانی در جامعه ایرانی را اسفبار توصیف کرد و گفت که باید از خواندن هر نوع کتابی استقبال کرد چرا که خواندن هر نوع کتابی ارزشمند است. وی با اشاره به تاثیر اینترنت و شبکهxad های مجازی گفت که ابزارهای جدید تنها ما را باخبر میxadکند و لزوماً با سواد نمیxadکند. به همین دلیل باید از خوانده شدن هرکتابی استقبال کرد. چهار نسل ادبیات نخبه گرا سخنران بعدی این نشست کاوه فولادی نسب بود که در مقدمه ای با استناد به پژوهش xadها و تجربیات شخصی خود و دوستانش، تلاش کرد تا از ارزشxadگذاری و تقسیم این مساله به خوب و یا بد دوری کند. وی نقش ادبیات عامه پسند را آشتی دهنده ادبیات با شهروندان و جامعه دانست و گفت: زمانی نقش ادبیات عامه پسند مضموم شمرده میxadشد اما اکنون اینxadگونه نیست. فولادی نسب با ارائه جریان شناسی تاریخی ادبیات نخبه گرا با اشاره به گونه هxadایی از ادبیات نسلی با اتکا به معیارهای تاریخی سیاسی، بحث را پی گرفت و از چهار نسل مختلف نام برد. وی با اشاره به اینکه از دهه40 ادبیات نخبهxad گرا به سمت نظر و مبانی نظری حرکت کرد به ویژگیxad های این نسل اشارهxad کرد و از جمالزاده، هدایت و علوی نام برد که به دنبال کشف فرم بودند. فولادی نسب گفت که این نسل با توجه به تسلط شان به زبانxad های خارجی فرم جدیدی را در ادبیات وارد کردند که کیفیت آن تحت تاثیر ترجمه قرار داشت و رگه xadهایی از واقع گرایی اجتماعی در آثار این نسل دیده میxad شود. او البته این تاکید را هم اضافه کرد که بحث درباره کلیت آثار است. فولادی نسب در تشریح نسل دوم به نویسندگانی اشاره کرد که پس از کودتای 28مرداد شکل گرفته و ذره ذره مواجهه با نظریه در آثار دیده و کار در این مساله جدی می xadشود. ادر این دوره ستیلای رئالیسم اجتماعی به چشم می آید و بار شدید سیاسی که ادبیات بر دوش خود احساس میxad کند، از ویژگی بارز این دوره است. در این دوره گونه ای به نام ادبیات روستا شکل میxad گیرد که غلامحسین ساعدی و محمود دولت آبادی آثار درخشانی را در این گونه خلق کرده اند. وی به ادبیات آلترناتیو اشاره میxadکند که در این دوره شکل گرفته است و استیلای ایدئولوژی بر ادبیات را از ویژگی های بارز این دوره میxad داند. در ادامه فولادی نسب به تشریح نسل سوم ادبیات نخبهxad گرا پرداخت و از تاثیر پدیده انقلاب بر این حوزه سخن گفت و اغلب نویسندگان که عضو حزب توده یا سازمان چریکxad های فدایی خلق بودند مهاجرت کردند یا تحت تاثیر شرایط اجتماعی آن دوره کارهای کم فروغی در عرصه ادبیات نخبه گرا شکل گرفت. در این دوره چند شکل مختلف از آثار خلق شدند که که گونه ای از آن ادبیات جنگ بود که وی این گونه را به دو دسته مستقل و وابسته تقسیم بندی کرد. این سخنران به تشریح گونه ای از ادبیات در میان آثار نسل سوم اشاره کرد که به لحاظ فنی، نظریxadترین گونه ی ادبیاتی است و به رئالیسم جادویی نزدیک میxad شود. به گفته فولادی نسب شکل گیری این گونه ی ادبی همزمان با رویدادهایی بود که دنیا نیز شاهد شکل گیری این سبک بود و از لحاظ زمانی به ادبیات دنیا نزدیک میشود. وی به طور کلی ادبیات بعد از انقلاب را به دو نیمه تاریک و روشن تقسیم کرد که نیمه اول آن تحت تاثیر وقایع انقلاب و جنگ، در دورهxadای بود که تمرکز از روی فرهنگ و هنر گرفته شده است. در نیمه دوم، انتخابات سال 1376 گفتمان جدیدی را حاکم کرد که باعث رونق ادبیات نخبهxad گرا شد. در حوزه نظری روزنامهxad ها صفحات ادب و هنر داشتند و تاثیر تکنولوژی منجر به ظهور ابزارهای جدید شد و تجربهxad های وبلاگxad نویسی در اواخر دهه 70 این رونق را بیشتر کرد. فولادیxad نسب با تکیه بر پژوهشxad های شخصی خود ظهور نسل چهارم را از این دوره میxad بیند. نویسندگان جدید سبقه ای در وبلاگxad نویسی دارند. در این دوره جریانxad های نوین شکل گرفت. این محقق ادبی به گونه اxadای از ژورنالیسم ادبی اشاره کرد که در این دوره شکل میxad گیرد و سابقه xadهایی از آن در برخی روزنامهxad های قبل از انقلاب به صورت خیل یxadکم وجود داشت اما در دهه 60 و 70 رو به خاموشی رفت. این سخنران افزود که در حوزه ادبیات نظری نویسندگان سعی میxad کنند داستان پست مدرن بنویسند و همین تجربهxad های عملی قابل مطالعه و پژوهش در ادبیات داستانی اتفاق افتاد، چیدمان جنسیتی نیز دچار تغییر شد و نویسندگان زن مانند فریبا وفی و زویا پیرزاد ظهور کردند که از نمونه های بارز این سبک ادبی هستند. به گفته او در دهه 80 نگاه مبتنی بر ساختارگرایی غالب می xadشود و ادبیات داستانی xadتر شده اما در مفاهیم نظری دچار ضعف می xadشود. در این دوره دو گونه ادبیات آپارتمانی و ادبیات شهری رواج یافته و علیرغم ظهور با مشکلاتی همراه است که با آنچه در دنیا از این گونهxad ها دیده میxad شود تفاوتxad هایی در صورت بندی دارد. این پژوهشگر ادبی ادامه داد که از ویژگی های دیگر این دوره حرکت ادبیات نخبهxad گرا به سمت ادبیات بدنه است. بسیاری از نویسندگان به استقبال از سوی مخاطب و فروش توجه دارند و این موضوع چه در ذهن نویسنده و چه در ساختار و فرم داستان تاثیر دارد. علیرغم اینکه توجه به چنین موضوعاتی در ادبیات نخبه گرا اهمیت ندارد اما به دلیل اینکه ادبیات را با جامعه آشتی میxad دهد خوب است. فولادی xadنسب در پایان بحث خود گفت که ادبیات دهه 90 را هنوز نمیxadتوان ارزیابی کرد اما درکلبه نظر می رسد، «حرکت به سمت بدنه»، در دام بازاری شدن می xadافتد و دیگر نمی xadتوان شاهکارهایی مانند همسایه ها، جای خالی سلوچ یا آثار گلشیری را در این دوره دید. نمیxadتوان ادبیات عامه پسند را نادیده گرفت مرضیه سبزه علیان سخنران آخر این نشست از محل تلاقی ادبیات عامه پسند و ادبیات نخبه گرا سخن گفت و سخنان خود را با این سوال آغاز کرد که «آیا محل تلاقی می xadتواند باعث تقویت شود و اصلاً آیا چنین محلی وجود دارد یا نه؟» وی در پاسخ به این مساله با ارائه بررسی های تحلیلی و مقایسهxad ای در قالب مجموعهxad ای از ویژگیxad های هر دو گونه بحث خود را آغاز کرد. سبزه xadعلیان ابتدا به شاخصی درباره نویسندگان این دو گونه اشاره کرد و گفت «عموماً در ادبیات عامه xadپسند نویسندگی، اغلب شغل نویسنده نیست و مانند خوانندگان این آثار، نویسنده نیز از سر تفنن و سرگرمی به موضوع نگاه میxad کند. اما در ادبیات نخبه xadگرا علیرغم اینکه نویسنده ممکن است درآمد چندانی هم نداشته باشد اما نویسندگی را به عنوان شغل نگاه کرده، ماجرا برای او جدی است و تلاش میxadکند تا اطلاعات خود را بهxad روز کند» وی در ادامه با ارائه یک مقایسه تطبیقی درباره عنوان ها، قطع و طرح جلد، طرح و پی رنگ، فضاسازی و سایر تفاوتxad های ادبیات عامه پسند و نخبه گرا تلاش کرد تا مرز میان این دو را مشخصxad تر کند. او توضیح داد: این مرز بسیار زیادتر از فاصله ای است که در اروپا وجود دارد. در اروپا مخاطب هر دو اثر را میxad خواند چون محل تلاقی را به هم نزدیک کرده اند. وی به نمونه xadهای موفق اما معدودی که توانستهxad اند هر دو طیف مخاطب را با خود همراه کنند اشاره کرد و گفت که «باید تلاش شود تا پلی در بین ادبیات عامهxad پسند و نخبهxad گرا زده و مرز این دو به هم نزدیک شود». در پایان سبزهxad علیان هم مانند دو سخنران پیشین از بحث های خود نتیجه گرفت که ادبیات عامه پسند، ادبیات بدنه است و برای ادبیات کشور، مخاطب تربیت می xadکند و نمی xadتوان آن را نادیده گرفت. وی گفت این ادبیات می تواند سرانه کتاب خوانی را افزایش دهد. این منتقد ادبی با اشاره به محل تلاقی دو ادبیات، به راه حل سومی اشاره کرد که از میان برمیxad آید و به استناد به جملهxad ای از شفیعی کدکنی با این مضمون که «یک اثر ارزشمند ادبی، کاری است که هم عوام بپسندد و هم خواص بر آن صحه بگذارد» تلاش کرد تا این راه حل را تشریح کند. با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 2:56

صفحه بندی